{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p9

«7 سال بعد»
دارن تلفنی حرف میزنن
لونا=تهییییییی من لباس ندارمممم چی بپوشم
تهی=یک چی از اون کمد بی صاحاب مرده بردارررر.... تهیانگ نکن اون مام نیست که ماساژورررررر/تهیانگ اون پشت داره گند میزنه باز/
لونا=چقدر خنگه
تهی=خیلی
لونا=اوممممم... تو چی میپوشی؟
تهی= نمیدونم.. هیچی ندارممممم
لونا=منمممم
تهیانگ از یک اتاق دیگه داد میزنه
تهیانگ=اندازه یک کامیون لباس داری یک چیزی بپوشین دیگهههه
تهی=تو که نمیای دخالت نکن....
لونا=اوممممم..... من یکچیزی پیدا کردم...من لباسم امادست... ارایش نمیکنم(اسلاید دوم)
تهی=منم پیدا کردممم... منم ارایش نمیکنم(اسلاید یک)
لونا=من موهام چون کوتاهه باز میزارم... تو چی؟
تهی=موهای منم تقریبا کوتاهه باز میزارم
لونا=خب من دارم میام خونتون دنبالت بعد میریم
تهی=باشه پس فعلا
لونا=فعلا
لونا سریع لباساش رو پوشید و گوشیش رو گرفت و سریع رفت پایین
تهیونگ=خانم خانم ها کجا تشریف میبرن؟/تیکه/
لونا=دارم با تهی میرم بیرون...
جونگکوک=با چه اجازه ای؟
لونا=به اجوما گفتم...
جین=اجوما شما اجازه دادی؟
اجوما=اره... بیچاره تو خونه پوسید گفتم اگه میخواد با دوستش بره بیرون
نامجون=درسات رو خوندی داری میری؟
لونا=هنوز سال تحصیلی که شروع نشده.....
اجوما=تو برو دخترجون..
لونا=باشه پس خداحافظ
در و بست و رفت
شوگا=فکر کرده خونه ی خالشه هرجا بخواد میره؟
اجوما=ولش کنین... اون داره بزرگ میشه رهاش کنین دیگه...
جیهوپ=ولش کزدیم اینجوری شد....
اجوما=هعییی... راستی پسرا من وسایل سال تحصیلیش فقط چندتا دفتر گرفتم چون بقیه ی وسایلش سالمه و فقط باید یک لیست بدم وسایل بهداشتی برای مدرسه بخرین
جیمین=بده لیست رو...
لیست رو از اجوما میگیره
ژل ضدعفونی
شونه
کش مو
دستمال توجیبی
و.........(گشادییییی)
و اخرین چیزی که نوشته بود
نوار بهداشتی
جیمین=این اخریه به چه دردی میخوره الان ؟
اجوما=اون اول راهنماییه.. بد نیست که اماده نگه دارم...
جین=واقعا دارین لوسش میکنین اجوما...
اجوما=ولش کنین
ویو تهی
من لباس پوشیدم و با غرغرهای تهیانگ بالاخره از خونه زدم بیرون و لونا پایین در منتظر بود.. هم رو بغل کردیم و پیاده سمت پارکی رفتیم و اونجا نشستیم
پایان ویو
تهی=لونا
لونا=بله؟
تهی=خیلی خری میدونستی... اما با این خر بودنت هم بهترین دوستمی...
لونا=ممنونم از تعریف زیبات😒
تهی=خخخخخخخ
لونا=زهر مارررررر
تهی=جدیدا چرا بی اعصابی؟
لونا=من بی اعصابم؟ جرعت داری بکبار دیگه بگو....
تهی=باشه بابا وحشی.... چته...
لونا=اوففففففف
تهی=باز چیه
لونا=چندروزه یک دلپیچه میگیره و ول میکنه...
تهی=غذا میخوری؟
لونا=به نظرت با وجود نامجون با سخت گیری هاش رو درس وقت غذا هم دارم؟
تهی=غذات رو باید بخورییییییی.... اصلا چرا باید الان درس بخونی؟
لونا=باشه باشه باشه میخورم... خوب من درس رو دوست دارم
تهی=افرین فرزندم... اره تو همیشه شاگر اولی
لونا=توهم شاگرد اولی...
تهی=اره.. البته من از اخر تو از اول...
لونا=فردا اولین روز مدرسه؟
تهی=اره
لونا=اوففففف باز درسام سنگین میشهههه
تهی=من اصلا حوصله ی درس ندارم





♡ ♡ این‌‌ בاستان هنوز تمام نشـבه.. ♡ ‌ ‌◉━━━━━━─────── ↻ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ⇆
دیدگاه ها (۱۸)

p8

p7

p6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط